"zor ama imkansız değil"

شیرین بود و گل‌های تو گلدون،

لیلی دمِ در میومیو می‌کرد،

نادر شعر می‌نوشت و گلاب نقاشی می‌کرد،

کوکب خانم پلیور بنفش زمستونی می‌بافت،

سیم‌های گیتار دونه دونه پاره می‌شدن،

ساعت خوابید،

آینه شکست،

هواپیما پرید،

رعد و برق زد، خندید و دیگه شیرین نبود...!🌱🕊

+ چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۲/۰۱ | 18:52 |