|
"zor ama imkansız değil"
|
گفتی:مگر به خواب ببینی رخ مرا!
گفتم:دیوانه!مگر از خیال تو خواب میبرد مرا؟
.
.
چرا خواب نمیرود مرا؟
+چشمان وی کمی تا حدودی درد کرده و سوزش دارد ولی انگار خیالی برای انداختن پلک ها روی هم ندارد!

برام پرمعنا و بامفهوم بود
آدمو وادار به فکر کردن میکنه.راجب خیلی چیزا
پشیمون نشدم از دیدنش
خواب یکم رو سوزش چشمام تاثیر گذاشت سردردمم رو به بهبودیه ولی یهو د شروع کرد جر و بحث کردن و داد و قال که فک کنم الان پاشم دوباره سرم درد میگیره
ولی بیخیالش برم درس بخونم:)
.
.
+قهوه مونم تموم شده هوس قهوه کردم!
آرام دلم...!:)
خدایا شکرت:)
بآ مَن بِخوآن تآ این تَرآنِه رآ بآ تُ سَفَر کَنَم
بآ مَن بِخوآن تآ دَر هَوآی تُ شَب رآ سَحَر کُنَم
بعد یک ساعت و نیم خواب فک کنم مَن شیطون شده چون نیم ساعت دیگه کلاس دارم بازم خواب میخواد ولی نمیشه!
یعنی انقد که من سعدی و قیصر امین پور میشناسم خودمو نمیشناسم:/
چرا من به قشنگیش دقت نکرده بودم؟
کلاسیکش که در عرض ۳۰ ثانیه دل برد:)!
با اینکه یکم تکراری شده برام ولی آرامش داره موقع زدن و خوندنش:)
.
.
.
+آهنگ این هفته
تو فکر نکن:)!